میدونی میدونم
عشق تو دیگه نمیخوام میدونی؟
ـ میدونم
دیگه دنیالت نمیام میدونی؟
ـ میدونم
توی این کویر خسته میدونی؟
ـ میدونم
دیگه جون نداره پاهام میدونی؟
ـ میدونم
امّا اینو نمیدونی میدونم که تو این سراب عشق یه گریونم
میدونی تو کلبه ی ارزو هام از گذشته ی خودم پشیمونم
ـ برو برو برو برو برو
دیگه دوستت ندارم
ـ برو برو برو برو برو
سر رو شونت نمیذارم
ـ برو برو برو برو برو
نمیخوام نگات کنم
ـ برو برو برو برو برو
نمیخوام صدات کنـــــــــــــــــــم
بی خود از خاطره ی عشق نگو
نمیخوام دل رو دیگه فدات کنم
میدونی خوب میدونم که میدونی
واسه من یه قصه ی پریشونی...ا
+ نوشته شده در جمعه چهارم دی ۱۳۸۸ ساعت 9:21 توسط M.B
|