دلم گرفته

 

منو از جاده نترسون

حتی با پای پیاده

کوری هر دو تا چشمام

مال گریه ی زیاده

یه نفر یه اینه از قبل

در مقابلم گرفته

چی بگم با چه زبونی؟

آی خدا دلم گرفت

.

چی ازم به دل گرفتی؟
که ازت فاصله دارم

عشق مهربون دیروز

خیلی ازت گله دارم

یه درخت تیره بختم

که ازش مونده یه سایه

این روزا سکوت خیسم

جاشو داد به گلایه

.

منو از جاده نترسون

حتی با . . .

.

مننننننن خودمو تو آینه دیدم

درد تنهایی کشیدم

ولی باز یه تار موتو

به همه دنیا نمیدمممم

توووووو چرا اینقده سنگی؟

داری با دلم میجنگی

منو تنهایی و فکرت

وای چه احساس قشنگی

 من . . .باز یه تار موتو . . . تو . . اینقدره سنگی . . .


هر شب طفل دلم لجوجانه پا بر زمین می کوبد و هر لحظه تو را بهانه می کند. نمی دانم چه جوابش را دهم  که رهایی از دستش بسی دشوار است و من سخت ناتوان.

از که حتی نمی دانم  به کدامین گناه به سرزمین نفرت تبعید شده ام. آرام آرام قصه ی آمدنش را تکرار می کنم  تا دوباره به خواب رود...............

تا به کی فریبش دهم؟ تا به کی دلخوش به آمدنت کنم؟

همین امروز قسم می خورم که فراموشت کنم اما چگونه؟ وقتی باران بید مجنون و سیب سرخ تداعی کنده توست........... نه هنوز از سنگ نشده ام..............

 

سال نو بر همه ی دوستای عزیزم مبارک باشه

انشالله برای همگی سال خوبی باشه