
اي مسافر غريبه چرا قلبمو شکستي ؟
رفتي و تنهام گذاشتي دل به ناباوري بستي
اي که بي تو تک و تنهام توي اين غربت سنگي
مي دونم بر نميگردي شدي همرنگ دو رنگي
همه زندگي من اون نگاه عاشقت بود
چرا فکر کردي به جز من يکي ديگه لايقت بود ؟
رفتي و ازم گرفتي اون نگاه آشناتو
واسه من باقي گذاشتي التهاب لحظه هاتو
حالا من تنها نشستم با نواي بي نوايي
چه غريبم بي تو اينجا اي غريبه بي وفايي
+ نوشته شده در جمعه سوم مهر ۱۳۸۸ ساعت 8:11 توسط M.B
|