مونا برزویی . . .
وبالاخره من توانستم ایشون رو . . . . . که دختر بسیار مهربان وبااحساس است .

وقتی حالت بده روحت بی پناهه
میبینی هر کاری کردی اشتباهه
وقتی کم کم به کسی وابسته میشی
چون از شب بی نوازش خسته میشی
وقتی اروم شدنت خیلی بعیده
اینجا یکی هست که به حرفات گوش میده
برگرد به من مثل پرنده ای که درختشو پیدا کنه
برگرد به من مثل کسی که شبونه هوس دریا کنه
وقتی به جز شب هیچ رنگی تو نگات نیست
وقتی کسی اندازه ی تنهایی هات نیست
وقتی گم میشی ومیترسی دوباره
میفهمی هیچ کی مثل من دوستت نداره
وقتی دلت به صد دره بسته رسیده
اینجا یکی هست که تو مشتش شوکه میده
برگرد به من مثل پرنده ای که درختشو پیدا کنه
برگرد به من مثل کسی که شبونه هوس دریا کنه
مونا برزویی
.*
چشام از جنس بارونه که میسوزوندش خورشید
تورو میبخشمت اما کسی جز من نمیبخشید
تورو میبخشمت اما نه این که باز برگردی
میخوام یادم بره کی بودی وبا من چه ها کردی
به تعداد دلای ما به شهر قصه راهی هست
گذاشتم از گناه تو باور کن خدایی هست
غبار کینه رو شستم همه حرفاتو بخشیدم
کسی تو اینه پیدا شد که قبل از این نمیدیدم
مونا برزویی
*
زندگی ادامه داره حتی وقتی تو نباشی
اگه اشنا بمونی یا مثل غریبه ها شی
حتی وقتی واژه ی عشق با خیانت هم نفس شه
یا اگه تموم دنیا واسه پرامون قفس شه
نه خزون نه بهار انگاری یه روزگار با تو از دل من میرن ، جون
این که تو هر قدم میگذشتی ازم قلبمو میلرزون
اخرین لحظه ها یاد تو از پاهام قدرت رفتنو میگیره
زندگی جاریه بی حضورت ولی شکل یه راه تیره
مونا برزویی
.*
زیر و رو میشم هنوز از کمترین اشفتیگتم
خیلی دوست دارم بدونم من کجای زندگیتم
باز واسم درد دل کن ، من همه دنیامو میدم
واسه تکرار یه جمله که یه شب از تو شنیدم
من به تو نیاز دارم برگای تقویمو کندم
بذار باروزای روشن همه زخماتو ببندم
من به تو نیاز دارم تکیه کن به شونه ی من
هرجا دستامو بگیری میشه سقف خونه ی من
اگه باور کنم تقدیرو میمیرم
چه قدر این لحظه های تلخ زیبایی
سکوتت بین ما فاصله میذاره
چطور برم سفر وقتی تو تنهایی
من به تو نیاز دارم برگای تقویمو کندم
بذار با روزای روشن همه زخماتو ببندم
من به تو نیاز دارم تکیه کن به شونه ی من
هرجا دستامو بگیری میشه سقف خونه ی من
مونا برزویی
.*
منو با اسم کوچیکم صدا کن همین امشب برای اخرین بار
که از فردا تورو میبوسم ولی از پشت اجر های دیوار
منو با اسم کوچیکم صدا کن همین حالا که بغضم تو گلومه
اون پیرهنت بیشتر از من گرفته عطر دستاتو کدومه
به جای این همه کویر حسرت قرار شد بینمون دریا بذاری
تو از عادت چی میدونی که میخوای . . میخوای به این زودی منو تنها بذاری
منو با اسم کوچیکم صدا کن همین امشب برای اخرین بار
که از فردا تورو میبوسم ولی از پشت اجر های دیوار
منو با اسم کوچیکم صدا کن همین الان که بغضم تو گلومه
اون پیرهنت بیشتر از من گرفته عطر دستاتو کدومه؟
تو که میگفتی به خاطر من سختی راهو طاقت میاری
من توی فالت یه جاده دیدم یعنی سپیده دم منو تنها میذاری
منو تنها میذاری . . .آه
مونا برزویی
.*
میون گفت و گوی ما نم نم بارون نمیاد
تجربه بر تو جادمون عطر بهارون نمیاد
ما زیر بارون بهار رفتیم و عاشق نشدیم
نم به دلامون زدیم وبازم شقایق نشدیم
منو تو عاشق نشدیم دلای ما پر ندارن
خدادادیم نفهمیدیم که عاشقا سر ندارن
مونا برزویی
.*
![]()


