شهر ...
زندگی اون خیلی بد میگذره دختری که هر شب رو یه تخته
.
پسری که با هزار تا ارزو تنها داره با زندگیشو با خود سر میکنه
پسری که زمانی خوشبخت بود حالا داره زندگیشو پرپر میکنه
.
شهری که فقط کثیفی هست فقط سیگار و کثیثی ودود
کاش به جای اشغال گل و جای این همه دود عشق بود
.
.
.
هر کس نگارشش خوب باشد نامش نهند نویسنده
هر کس قافیه را به خوبی جور کند اورا بنامند شاعر
هر کی عینکی بر چشم دارد اورام محقق فکر کنند
و هر کس ازروی حقه چشم بندی ای کند گویندش ساحر
.
ادامه دارد . . .
این شعر خیلی ساده بود اخه قبول دارم برای این که بفهمید چرا اینقدر ساده بود به تاریخ نوشته شده ی این شعر دقت کنید حتما ![]()
تاریخ هم واقعی واقعی هست.
۱۳۷۶/۶/۲
اهمم ![]()
![]()
دوست دارم هر چه زودتر ان ادامه دارد را کامل کنم با ویرایشی جدید امیدوارم قشنگ شود ببینم ایا با سالها پیش فرقی کرده ام یا خیر!
نامی ۱۹۰۰