دختری که هزار امید داشت    حالا زندگی واسش خیلی سخته

زندگی اون خیلی بد میگذره     دختری که هر شب رو یه تخته

.

پسری که با هزار تا ارزو تنها     داره با زندگیشو با خود سر میکنه

پسری که زمانی خوشبخت بود    حالا داره زندگیشو پرپر میکنه

.

شهری که فقط کثیفی هست    فقط سیگار و کثیثی ودود

کاش به جای اشغال گل    و جای این همه دود  عشق بود

.

.

.

هر کس نگارشش خوب باشد نامش نهند نویسنده

هر کس قافیه را به خوبی جور کند اورا بنامند شاعر

هر کی عینکی بر چشم دارد اورام محقق فکر کنند

و هر کس ازروی حقه چشم بندی ای کند گویندش ساحر

.

ادامه دارد . . .

این شعر خیلی ساده بود اخه قبول دارم برای این که بفهمید چرا اینقدر ساده بود به تاریخ نوشته شده ی این شعر دقت کنید حتما

تاریخ هم واقعی واقعی هست.

۱۳۷۶/۶/۲

اهمم

دوست دارم هر چه زودتر ان ادامه دارد را کامل کنم با ویرایشی جدید امیدوارم قشنگ شود ببینم ایا با سالها پیش فرقی کرده ام یا خیر!

نامی ۱۹۰۰