<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>لحظه ی خداحافظی</title>
<link>https://nami-m.blogfa.com</link>
<description>&quot; آن جارا که نمیتوان عاشق بود باید گذاشت و گذشت .  .&quot;</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 25 Oct 2011 21:31:02 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>https://nami-m.blogfa.com/post/124</link>
<description>به خاطر می آوری؟ 　 و قتی 15 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم ...صورتت از شرم قرمز شد و سرت رو به زیر انداختی و لبخند زدی ... وقتی که 20 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم سرت رو روی شونه هام گذاشتی و دستم رو تو دستات گرفتی انگار از این که منو از دست بدی وحشت داشتی . وقتی که 25 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم .. صبحانه مو آماده کردی وبرام آوردی ..پیشونیم رو بوسیدی و گفتی بهتره عجله کنی ..داره دیرت می شه .</description>
<pubDate>Tue, 25 Oct 2011 21:31:02 +0330</pubDate>
<dc:creator>nami-m</dc:creator>
<guid>nami-m.blogfa.com/post/124</guid>
</item>
<item>
<title>چقدر بده</title>
<link>https://nami-m.blogfa.com/post/123</link>
<description>چقدر بده وقتی بلند میزنی زیر خنده دوستت با تعجب نگات کنه و بگه چه عجب خندیدی . . . چه بده هر عکسی که دوستات تو گوشی هاشون ازت دارن اخم کردی . اوضاع بد پیش نمیره اما گاهی وسطاش پارازیت داره. یه جوری باهاشون کنار میام . یعنی چاره ای نیست . هست؟ جدا هست؟ اگه هست شما بگین؟ فکر کن سر صحنه ی فیلمبرداری خاطرات چنان بهت حمله ور بشن که یهو از صحنه ی فیلمبرداری میری به خاطرات گذشته و وقتی به خودت میای نمیفهمی کی به کیه و چی به کجاست .</description>
<pubDate>Fri, 29 Jul 2011 03:53:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>nami-m</dc:creator>
<guid>nami-m.blogfa.com/post/123</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://nami-m.blogfa.com/post/122</link>
<description>تو نذاشتی که بگم خوش اومدی کنج دلم تو نذاشتی تا ابد بهت بگم دوستت دارم</description>
<pubDate>Sun, 10 Jul 2011 23:22:36 +0330</pubDate>
<dc:creator>nami-m</dc:creator>
<guid>nami-m.blogfa.com/post/122</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://nami-m.blogfa.com/post/121</link>
<description>کمی باید افه بیام خیلی سرم شلوغه چیزی هم ندارم بگم جز . . . همدم شبهام کجایی من بی تو تنهام کجایی فکر نمیکردم تا اینقدر با دل من بی وفایی چشمای خستم هنوزم دنبال رد پاهاته دلی که از تو میخونه تا همیشه چشم براته</description>
<pubDate>Thu, 21 Apr 2011 20:59:57 +0330</pubDate>
<dc:creator>nami-m</dc:creator>
<guid>nami-m.blogfa.com/post/121</guid>
</item>
<item>
<title>دلم گرفته</title>
<link>https://nami-m.blogfa.com/post/120</link>
<description>منو از جاده نترسون حتی با پای پیاده کوری هر دو تا چشمام مال گریه ی زیاده یه نفر یه اینه از قبل در مقابلم گرفته چی بگم با چه زبونی؟ آی خدا دلم گرفت . چی ازم به دل گرفتی؟ که ازت فاصله دارم عشق مهربون دیروز خیلی ازت گله دارم یه درخت تیره بختم که ازش مونده یه سایه این روزا سکوت خیسم جاشو داد به گلایه . منو از جاده نترسون حتی با . . . . مننننننن خودمو تو آینه دیدم درد تنهایی کشیدم ولی باز یه تار موتو به همه دنیا نمیدمممم توووووو چرا اینقده سنگی؟ داری با دلم</description>
<pubDate>Sun, 03 Apr 2011 20:24:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>nami-m</dc:creator>
<guid>nami-m.blogfa.com/post/120</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://nami-m.blogfa.com/post/119</link>
<description>سال نو بر همه ی دوستای عزیزم مبارک باشه انشالله برای همگی سال خوبی باشه</description>
<pubDate>Tue, 22 Mar 2011 13:56:57 +0330</pubDate>
<dc:creator>nami-m</dc:creator>
<guid>nami-m.blogfa.com/post/119</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://nami-m.blogfa.com/post/118</link>
<description>داشتم به این فکر می کردم که اگه خدا عشق رو نمی آفرید آدما با هم فرقی نداشتن خوب ! وقتی حرف از عشق باشه ، وقتی سخن از وفا و وفاداری میاد – فرق بین آدما معلوم می شه . زندگی روزمره ما با یه عشق آغ از می شه و به عشق همون دوست داشتن شب می کنیم ، ب از دوباره فردا به امید اون عشق از خواب بلند می شیم و فعالیت می کنیم ! به نظر من عشق یه نیرویی هست که می تونه به همه چیز غلبه کنه ! من خودم یه طوریم که اگه عشق نباشه نمی تونم زندگی کنم ، اینم یه شعار نیست و عملاً هم به</description>
<pubDate>Wed, 23 Feb 2011 06:35:06 +0330</pubDate>
<dc:creator>nami-m</dc:creator>
<guid>nami-m.blogfa.com/post/118</guid>
</item>
<item>
<title>تنهایی . .  بی عقلی . . تکراری</title>
<link>https://nami-m.blogfa.com/post/117</link>
<description>من از تنهایی میترسم. نمیخواهم با خودم خلوت کنم و به گذشته ها بیاندیشم.انگار در تنهایی کسی هست که مرا بی وقفه سرزنش میکندو به من یاداور میشود که مسبب همه این بد بختی ها خودم هستم. احمقانه است که کسی با دست های خودش تاروپود زندگی اش را ویران کند ولی من انقدر احمق بودم که ندانسته ونسنجیده بنای زندگی ام را ویران کردم و ایستادم و نابود شدنش را نگریستم. بعضی ها می گویند خوشی زیاد از حد سبب این اشتباهات میشود ولی من خدایی بیش از حد خوشی کردم نه به نظر خودم نه و</description>
<pubDate>Sat, 29 Jan 2011 10:56:39 +0330</pubDate>
<dc:creator>nami-m</dc:creator>
<guid>nami-m.blogfa.com/post/117</guid>
</item>
<item>
<title>نگاهم کرد</title>
<link>https://nami-m.blogfa.com/post/116</link>
<description>نگاهم کرد پنداشتم دوستم دارد... نگاهم کرد در نگاهش هزاران شوق عشق را خواندم... نگاهم کرد دل به او بستم... نگاهم کرد اما بعدها فهميدم فقط نگاهم ميکرد ...</description>
<pubDate>Thu, 06 Jan 2011 21:51:45 +0330</pubDate>
<dc:creator>nami-m</dc:creator>
<guid>nami-m.blogfa.com/post/116</guid>
</item>
<item>
<title>چه سود؟</title>
<link>https://nami-m.blogfa.com/post/115</link>
<description>بی خبر از هم خوابیدن چه سود؟ بر مزار مردگان خویش خوابیدن چه سود؟ زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود؟ گر نرفتی خانه اش تا زنده بود خانه صاحب عزا تا صبح خوابیدن چه سود؟ گر نپرسی حال من تا زنده ام گریه و زاری و نالیدن چه سود؟ زنده را در زندگی قدرش بدان ورنه مشکی از برای مرده پوشیدن چه سود؟</description>
<pubDate>Wed, 22 Dec 2010 10:51:49 +0330</pubDate>
<dc:creator>nami-m</dc:creator>
<guid>nami-m.blogfa.com/post/115</guid>
</item>
</channel>
</rss>
